ترنج
گاه نوشته های منقدر
بعونک یا لطیف
********************
سلام
**********************
شب برای احیا Ehya یا احیا Ahya میروم. برای من از نوع اولش است. زنده ام میکند این شب.
هرچند که زنده بودن تا فردا صبحش دوام داشته باشد.اما زنده بودنش آنقدر شیرین است که حلاوتش در کام حتی برای چند دقیقه هم غوغاست.
میروم تا باز زنده شوم.
.
.
آخر مراسم است، قرآنم رو باز میکنم تا روی سرم بگذارم. دوست دارم ببینم صفحه ای که باز شده کجاست. صبر میکنl تا آخر مراسم….
آقا مجتبی با نفس گرمش شروع میکند و میگوید : ” بک یا الله….” کنده میشوم از زمین انگار. میگوید و میرسد به ” بالحجه” و بعد هم میخواند که ” یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر…”
زنده شده ام با این جملات. امیدوار شده ام به رحمت حضرت حق
دعاها تمام میشود و قرآن را از سر برمیدارم تا ببینم کدام سوره و آیه بوده.
آیه از زمین جدایم میکند : ” من المونین رجال صدقو ما عاهدوا الله علیه….”
***************************
به خودم میگویم: “و ما ادرئک ما لیلیه القدر”
******************************
یا حق ، خدا نگهدار
دین دار بودن یا دین نداری؟
بعونک یا لطیف
***************
سلام
***********************
سوالی این روزها در ذهنم بوجود آمده که آیا دین دار بودن یا عدم دینداری یک طیف است یا اینکه یک آدم یا دین دار است یا دین ندار؟
یعنی بین دینداری و دین نداری یک طیف است که هر کسی میتواند با توجه به میزان عقیده درآان قرار بگیرد یا اینکه دیندار بودن یک مفهوم است که شما یا عدم رعایت یک سری موازین دیگر به آن تعلق نخواهی داشت و دیگر دیندار نیستی؟!
هنوز برای این پرسش ذهنی جواب قطعی پیدا نکرده ام اما آن چیزی که تا الان فکر میکنم این است که دیندار بودن یا نبودن هرچه باشد طیف نیست! هر کس یا به دین عقیده دارد یا اینکه آن را قبول ندارد دیگر! نمیشود که بنا به سلیقه و علاقه خود قسمتی از آن را برداریم و بگوییم ما این تیکه را قبول نداریم و فلان قسمت دین را نصفه دوست داریم و مواردی از این دست. اگر بنا سلیقه شخصی بود چرا از روز اول راه دین و دینداری انتخاب شد؟
فکر کنم جواب این سوال کمکمی به حال فرهنگی جامعه ما بکند که هیچ نهاد و ارگانی واقعا به فکر آن نیست گرچه اسم ها و عنوان ها گوش فلک را نیز کر میکنند….
*******************
خوشحال خواهم شد از نظرات و جواب هایتان در مورد این سوال آگاه شوم.
************************
بعد نوشت:
در همین راستا حتما مطلب این وبلاگ رو هم مطالعه کنید :
**********************************
خدا نگهدار
بازگشت از سفر
بعونک یا لطیف
*****************
سلام
*******************
گاهی از سفر که بر میگردی دوست داری در همان حال و هوای سفر بمانی. بهترین نمونه برای سفری اینچنین سفر حج است. حال و هوایی که شاید برایت تکرار ناشدنی باشدو تو در خماری آن حال میمانی…
برایت سخت است بگویی برای دیگران که نگاه خشک و خالی به کعبه چه حالی دارد
سخت است بگویی از بقیع و مظلومیتش
سخت است از شجره بگویی و لحظه لبیک که لرزه بر اندام می افکندو تکانت میدهد
سخت است بگویی از دل کندن از مدینه
….
آنچه مهم است این است که تو چه فرقی کرده ای؟ بعد از طواف و قبل طوافت فرق کرده ای یا نه؟
************************
خدایای باز خودت روزی مان فرما
***************************
خدا نگهدار
خدا حافظی
بعونک یا لطیف
************
سلام
******************
سعی میکنم مختصر بگم:
با لطف و عنایت حضرت حق عازم زیارت مدینه و سفر عمره هستم.
به بزرگواری خود حلالم کنین
******************************
یا حق
